🕊️

اون تبرِ دسته طلایی گوشه ی اتاقم آویزونه و مثل پاندول ساعت تکون میخوره و صداش رو گچ دیوار روحمو می‌خراشه!

یه ذره، فقط یه کوچولو دیگه مونده که پاشم برش دارم و همه ی شاخه‌هامو بِکَنَم! بعدش یا رشد میکنم یا خشک میشم. هر چی که میشه از تحملِ این قلبِ سنگین بهتره... 

 

🕊️ | دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰ 11:48 PM
مثل وقتی که با خودت میگی ته این داستان ممکنه قشنگ باشه ولی ازش مطمئن نیستی